Search
شنبه ۳ تیر ۱۳۹۶
  • :
  • :

ببعی چاق و همچنین چله

ببعی چاق و همچنین چله

ببعی چاق و همچنین چله

|ببعی چاق و همچنین چله از وبسایت و مرکز خبرهای جدید مرجع حیوانات|

قصه ببعی چاق و همچنین چله

یکی بود یکی نبود. توی یک دهکده کوچک چند تا گوسفند کوچولو با یک چوپان مهربان زندگی می کردند. بین آنها یک گوسفند کوچکی بود به نام ببعی.

ببعی کوچولو عاشق غذا بود و همچنین تنها کاری که در دنیا دوست داشت غذا خوردن بود و همچنین آنقدر غذا خورده بود که حسابی چاق و همچنین چله شده بود که حتی راه رفتن هم برایش سخت شده بود.

یک روز چوپان از پنجره منزل و خانه اش به گوسفندهایش نگاه می کرد و همچنین دید ببعی نمی تواند به خوبی راه برود. فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن کرد موهای گوسفند بلند شده که نمی تواند راه برود، جهت همین اراده و تصمیم راسخ گرفت پشم هایش را کوتاه کند.

فردای آن هم روز چوپان قیچی اش را برداشت و همچنین به سمت طویله رفت. ببعی با دیدن قیچی پا به گریز و فرار گذاشت. دوید و همچنین دوید تا رسید به چاه آب و همچنین رفت روی لبه چاه ایستاد، ولی باید توجه داشت نتوانست خودش را کنترل کند و همچنین روی دهانه چاه افتاد و همچنین همانجا گیر کرد. چوپان که آن صحنه را دید به سمت ببعی دوید. ببعی بیچاره بین زمین و همچنین هوا گیر افتاده بود.

چوپان مهربان نزدیک ببعی رفت و همچنین علی رغم انتظار گوسفند کوچولو او را نوازش کرد و همچنین گفت: آخه کوچولو چرا گریز و فرار کردی؟ و همچنین بعد ببعی را بغل کرد و همچنین به سمت طویله برد.

در میان گوسفندها یک گوسفند پیری بود که همه از او حرف شنوی داشتند. نزدیک ببعی آمد و همچنین گفت: پسرم تو با آن کارت داشتی خودت را از بین می بردی. خوب نیست که تو اینقدر زود قضاوت می کنی و همچنین زود اراده و تصمیم راسخ می گیری. در صورتی که یک اتفاقی می افتاد، همه ما ناخوش و غمگین می شدیم.
گوسفندها بایستی و حتما دائما پشمشان کوتاه باشد تا بدنشان نفس بکشد. چوپان مهربان هم به خاطر ما آن کار را می کند. هنگام و زمانی که پشم هایمان کوتاه باشد راحت تر می توانیم بدویم و همچنین راه برویم و همچنین تابستان گرم را تحمل کنیم.

چند روز بعد چوپان دوباره به طویله آمد تا پشم گوسفندهایش را کوتاه کند. گوسفندها همه به ترتیب ایستادند تا پشم هایشان را کوتاه کنند. ولی باید توجه داشت ببعی دوباره می ترسید و همچنین می لرزید. بالاخره نوبت به ببعی رسید. چوپان مهربان به آرامی او را گرفت و همچنین پشم هایش را کوتاه کرد.

بعد از آن که کارش تمام شد، تمام پشم ها را بسته بندی کرد و همچنین گوشه ای گذاشت. ببعی که خیلی تعجب کرده بود از دوستانش پرسید: پشم ها را به کجا می برند؟

گوسفند پیر گفت: پشم های ما را می برند که جهت شهروندان و مردم شهر لباس تهیه کنند تا در زمستان بتوانند با آنها خودشان را گرم نگه دارند.

بعد از آنکه پشم های ببعی کوتاه شدند باز هم گوسفند کوچولو نمی توانسته بود به خوبی راه برود. چوپان به ببعی گفت که علت آن مشکل او چاق شدن زیادش می باشد. بهتر می باشد که غذایش را کمتر کند تا مانند گوسفندان دیگر بتواند به راحتی راه برود و همچنین از محیط اطراف خود همراه با گوسفندان دیگر لذت ببرد.

و همچنین ببعی اراده و تصمیم راسخ گرفت که غذای کمتری بخورد تا مانند دیگر گوسفندان چابک و همچنین چالاک می شود.

جام جم
***

ببعی چاق و همچنین چله در تاریخ ۱۳ March 2014 | 3:04 pm نشر یافته شده شده می باشد




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *