Search
جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶
  • :
  • :

داستان: ماهی و همچنین ماه

داستان: ماهی و همچنین ماه

ماهی و همچنین ماه

|ماهی و همچنین ماه از وبسایت و مرکز خبرهای جدید مرجع حیوانات|

قصه ماهی و همچنین ماه

یکی بود، یکی نبود. در یک حوض پر از آب، ماهی کوچکی زندگی می کرد.

حوض در حیاط منزل و خانه ای بود که هیچ کس در آن هم منزل و خانه زندگی نمی کرد.

ماهی کوچولو خیلی تنها و همچنین گرسنه بود. کسی نبود که برایش غذا بریزد.

یک شب، هنگام و زمانی که که ماه به حوض نگاه کرد، ماهی را دید که بازی نمی کند و همچنین شاد نیست. ماه پرسید: چرا بازی نمی کنی؟

ماهی گفت: همه مرا فراموش کرده اند و همچنین من تنها و همچنین گرسنه مانده ام.

ماه گفت: خداوند تبارک و تعالی هرگز کسی را فراموش نمی کند. تو تنها نیستی. او دائما به تو نگاه می کند. خوشحال باش و همچنین خداوند تبارک و تعالی را خوشحال کن.

فردای آن هم روز کلاغی به کنار حوض آمد. تکه نان خشک بزرگی را به منقار گرفته بود.

کلاغ تکه نان را در آب فرو کرد تا نان خشک، نرم می شود. کمی از نان خیس شد و همچنین افتاد توی آب.

ماهی کوچولو با خوشحالی به طرف آن هم رفت و همچنین نان خیس شده را با لذت خورد. نان خیلی خوشمزه بود و همچنین ماهی حسابی سیر شد. کلاغ هم بقیه نان را خورد و همچنین رفت.

از آن هم روز به بعد، کلاغ، هر روز با تکه ای نان خشک به کنار حوض می آمد و همچنین آن هم را در آب حوض خیس می کرد. ماهی سهم خود را می خورد و همچنین کلاغ هم سهم خود را.

ماه به ماهی نگاه می کرد، می دانست که خداوند تبارک و تعالی به او نگاه می کند. ماهی تنها نبود، آن هم روش که کلاغ تنها نبود. خداوند تبارک و تعالی دائما با آنها بود.

مرجان کشاورزی آزاد
***

ماهی و همچنین ماه در تاریخ ۱۲ March 2014 | 10:00 pm نشر یافته شده شده می باشد




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *